|
|
من کی از شما خواستم که برگشتنم رو تبریک بگید به خدا من خودم راضی به برگشتن نبودم فقط به خاطر مطلب فراخوان اومدم که اینقدر هم از اون استقبال کردیدکه من بین کامنتهای شما گم شدم
یه نفر مگه خدا رحمتشون کنه آخه عزیز دل ، من کی از مرگ صحبت کردم اونها زنده اند مثل من و تو فقط جلوی صف دارن حرکت می کنن ما باید بدویم که به اونها برسیم ترخدا بیدار شو از این خواب
یه نفر میگه خوشحالم که برگشتیدآخه نوکرتم برگشتن یا برنگشتن من چه تاثیری مثبتی داشته اون رو بنویس یه خورده همدل باش دوست داشتم یه خورده هم شده به این مطلب فکر می کردی به این که آیا اصلا تو دینی به آینها داری یانه اصلا من چی مگم اصلا میومدی فحش میدادی حداقل راضی تر بودم به خدا
ولی به همه میگم من ایستادم تا وقتی این عزیزان ایستادند جانم رو فدای آنها خواهم کرد هیچکدوم از شما به اصطلاح وبلاگ نویس های روشنفکر هم احتیاجی ندارم بفرمایید چهار تا دری وری توی وبلاگ بنویسید و اسمش رو مطالب عاشقانه و عامیانه و ...
در آخر هم از همه عزیزانی که دست یاری به من دادند تشکر می کنم که البته ۲ یا ۳ نفر ببیشتر نیستندنرگسی ، عقبگردو هرگزفراموشم نکن که من اسم این عزیز رو نمی دونم وگرنه با اسم خودشون تشکر می کردم
خوب من قراربود نیام و به خاطر مشغله کاری مطلبی ننویسم ولی خوب چند روز پیش در سایت خبرگزاری مهر عکسهایی دیدم که واقعا من رو دگرگون کرد عکس کسانی که ما مدیون آنها هستیم با خودم فکر کردم آخر چگونه ما شب سرراحت زمین می گذاریم وقتی دینی گردمان هست
از جانبازان شیمیایی حرف می زنم همانهایی که جانشان را برکف دستهایشان گذاشتندو کمرشان خم شد تا ما بایستیم
سرتان را درد نیاورم به دنبال اداکردن دینم هستم هرچند این دین را نمی دانم چگونه باید ادا کرد تنها فکری که به ذهنم رسید گذاشتن اجرایی به نفع این عزیزان است دست همکاری به سوی همه عزیزانی که این مطلب رو می خواننددراز می کنم نمی دانم هر کاری که از دستتون برمیادکه بتوانیم این کاررا به سرانجام برسانیم من اصلا قصد دلسوزی برای آنها را ندارم چون اگر دلسوزی باشد آنها باید برای ما دلسوزی کنند و دست مارا بگیرند و شفاعتمان کنند
یا امام رضا تو رو به همین شب عزیز قسمت می دهم به همه ما کمک کن تا بتوانیم این دین را ادا کنیم
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید کعبه همین جاست بیائیدبیائید
ما مدیونیم به خدا ما مدیونیم
من فقط محتاج یاعلی شما هستم
یاعلی مدد
بزن رفیق که در روزگار یار ندیدم
زیار شکوه کنم یا ز روزگار بگریم
بزن که سوز غمی شعله می کشد به دلم
بزن که همره ساز تو زارزار بگریم
به مویه تو بنازم زسیم شور برآرد
مگر زرنج اسیری در این حصار بگریم
به پرده های دل من هزار اشک نهان بین
زنغمه های تو خواهم که آشکار بگریم
بهار شد که به صحرا و کوه از غم غربت
چورو ناله برآرم چو آبشار بگریم
خوب من هم رفتم و معلوم نیست دوباره برگردم از همه عزیزانی که اصلا هیچ نظری در وبلاگ من ندادند و من رو یاری نکردند کمال تشکر رو می کنم و برایشان آرزوی موفقیت دارم به هر حال من فقط قصدم از راه اندازی این وبلاگ معرفی شعروموسیقی عرفانی ایران زمین بود و به خاطر علاقه و استقبال زیادی که شد این وبلاگ رو تعطیلش می کنم
مولا یار همه کسانی باشه که توی این مدت با نظراتشو من رو سرفراز کردند
یاعلی مدد