|
|
امیدوارم هر جای این دنیا که هستند شاد باشند
لالالالا دیگه بسه گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هر ساله
هنوزم تیر ترکش قبلو می شناسه
هنوز شهر زیر سرب و چکمه می ناله
نخواب آروم گل بی خوار و بی کینه
نمی بینی نشسته گوله تو سینه
آخه بارون که نیست رگبار باروته
سزای عاشقای خوب اینه
نترس از گوله دشمن گل لادن
که پوستش شیرپوست سرزمین من
اجاق گرم سرمای شب سنگر
دلیل تا سپیده رفتن و رفتن
نخواب آروم گل بادوم ناباور
گل دل نازک خسته گل پرپر
نگو باد ولایت پرپرت کرده
دلاور پرکشیدن رو بگیر ازسر
دوباره قد بکش تا اوج فواره
نگو این ابر بی بارون نمی ذاره
مثل یار دلاور نشکن از دشمن
ببین سرمیشکنه تا وقتی سرداره
نذاشتن همصدایی رو بلد باشیم
نذاشتن حتی باهم دیگه بد باشیم
کتابای سفیدو دوره می کردیم
که فکر شب کلاهی از نمدباشیم
نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب
نگو روزها دوباره بپریم از خواب
بیا بامن نترس از گوله دشمن
بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب
نگوتقوای ما تسلیم و ایثار
نگو تقدیر ما صدتا گره داری
به پیغام کلاغهای سیاه شک کن
که شب جز تیرگی چیزی نمیاره
نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
نخواب وقتی که خون از شهر سرازیره
بخون وقتی که خوندن معصیت داره
بخون بامن بیاتامن نگو دیره
عزیزه جمعه های عشق و آزادی
کلاغ پر بازی با تو عالمی داره
این مطلب هم فقط چنبه معرفی شهریار قنبری رو داشته و اصلا بحث سیاسی نیست اینرو برای این میگم که دوست ندارم وبلاگم بوی گند سیاست رو بگیره
یاعلی
هر چه از دوست رسد نیکوست و من هم آن را با جان و دلم پذیرتم وتمام شدولی خیلی زود تمام شد خیلی کاش سالها ادامه داشت حرفهای استاد
امیداوارم زیر سایه مولا همواره سالم وسرحال زندگی کند به ایشان گفتم که نگرانشان هستم چون سیگار زیاد می کشن
دستانش را می بوسم و خاک راهش را سرمه چشمانم می کنم
استاد عزیزم چه وقت می توانم دوباره تورا ببینم
| مادر یحیی به مریم در نهفت | پیشتر از وضع حمل خویش گفت | |
| که یقین دیدم درون تو شهیست | کو اولوا العزم و رسول آگهیست | |
| چون برابر اوفتادم با تو من | کرد سجده حمل من ای ذوالفطن | |
| این جنین مر آن جنین را سجده کرد | کز سجودش در تنم افتاد درد | |
| گفت مریم من درون خویش هم | سجدهای دیدم ازین طفل شکم |
شعری از خداوندگارمولانا تقدیم به همه عزیزان

وقتی اولین باردر کنار پرویز مشکاتیان آلبوم افشاری مرکب را کار کرد نگاهها به طرف او نشانه رفت که این صدای کیست؟ بااین لطافت بعداز آن وقت، آلبوم ها و کنسترهای زیادی را کار کرد مژده بهار، افشاری مرکب،کنسترهای مقام صبر ، کنستر راست پنجگاه و ...
خلاصه او مارا داغدار فقدان خود کرد و ما را با این آشفته بازار موسیقی ایران تنها گذاشت هرچند صدایش همواره زنده است و هیچگاه نخواهد مرد
تصنیف گل پونه های او را به خاطر بیاورید و اشک بریزید درحسرت فقدانش
او از شاگردان استاد شجریان پرچم دار موسیقی ایران بود نظر استاد شجریان در مورد:
(( او تنها صدای چپ کوک ایران بعداز سالها فقدان او نوع صدا بود ))
ما در صدایش چهره سید حسین طاهر زاده را می دیدیم به لطافت و اوج صدای او
این شعر را تقدیم می کنم به همه دوستداران صدای مرحوم ایرج بسطامی
این شعر را او در آلبوم مژده بهار با عنوان تصنیف گلعذاراز ساخته پرویز خان مشکاتیان خواند
خاک مرازش سرمه چشمانمان
| گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس | زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس | |
| من و همصحبتی اهل ریا دورم باد | از گرانان جهان رطل گران ما را بس | |
| قصر فردوس به پاداش عمل میبخشند | ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس | |
| بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین | کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس | |
| نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان | گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس | |
| یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم | دولت صحبت آن مونس جان ما را بس | |
| از در خویش خدا را به بهشتم مفرست | که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس | |
| حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست | طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس |
| جان و جهان! دوش کجا بودهای | نی غلطم، در دل ما بودهای | |
| دوش ز هجر تو جفا دیدهام | ای که تو سلطان وفا بودهای | |
| آه که من دوش چه سان بودهام! | آه که تو دوش کرا بودهای! | |
| رشک برم کاش قبا بودمی | چونک در آغوش قبا بودهای | |
| زهره ندارم که بگویم ترا | « بی من بیچاره چرا بودهای؟! » | |
| یار سبک روح! به وقت گریز | تیزتر از باد صبا بودهای | |
| بیتو مرا رنج و بلا بند کرد | باش که تو بنده بلا بودهای | |
| رنگ رخ خوب تو آخر گواست | در حرم لطف خدا بودهای | |
| رنگ تو داری، که زرنگ جهان | پاکی، و همرنگ بقا بودهای | |
| آینهی رنگ تو عکس کسیست | تو ز همه رنگ جدا بودهای |