تبليغاتX
چکاد
برسردار اناالحق زنم و منصورم
مرادر تنش غسل تعميد داد
به من اسم شب اسم خورشيد داد
براي تمام نفسهاي من شعر گفت
مرا از ته خاک بيدار کرد
مرا شستشو داد آغاز کرد
مرا خط به خط خواند تکرار کرد
شکار همه لحظه ها را به من ياد داد
براي من از شاخه برگي جدا کرد و گفت جنگل شو شاعر
من از ارتفاع ته کاغذ و جوهر عشق جاري شدم
شبي کفشم از گنگ تر شد
به من ياد داد ارتفاع تر گنگ را
در ته خواب گنگ سفر گم کنم
به من گفت گم باش و پيدا
که از سايه ها آفتابي تري

سلام به همه عزیزان دلم که به چکاد محبت دارند
عزیزان ! امروز می خواهم از یک عشق برایتان بگویم
نمی دانم از کجا شروع کنم چون اصلا نمی دانم که چطور این عشق شروع شد
یه سوال ؟؟؟؟
تا به حال شده درکنار کسی باشید به چشمانش نگاه کنید به دستانش که نگاه کنید و نتوانیدبگویید که عاشقش هستید؟ دوستش دارید؟و در دلتان مانند یک بغض نگه دارید؟ اگر اینطور است که می دانید چقدر مشکل است .

آشنایی من با او بر می گرددبه یک سال پیش زمانی که من سرخورده از موسیقی و ساز و آواز فقط دور خودم می چرخیدم و خودم رو به در دیوار می کوبیدم از ۴ سال پیش اسم این مرد را در گوشم زمزمه می کردند و میگفتند:
"بابک اگر می خواهی پیشرفتی درموسیقی داشته باشی برو پیش مسعود شعاری"
۱سال پیش که سرخوردگی عجیبی در موسیقی برایم اتفاق افتاده بود و دیگر از نوازندگی زده شده بودم آدرس آموزشگاه را توسط یکی از دوستان به دست آوردم و به آموزشگاه همساز رفتم
جلسه اول بود دلهره عجیبی در وجودم بود و انگار قلبم از بدن جدا می شد در سالن انتظار نشسته بودم و بالاخره نوبت من شد که داخل اتاق استاد شوم
داخل شدم استاد روی صندلی نشسته بود و درحال روشن کردن پیپش بود
بفرمایید بنشینید
نشستم 
خوب اسم شما؟
بابک هستم بابک طحان
خوب بابک خان چقدر سه تار کار کردی وپیش چه کسانی؟
من هم تاریخچه نوازندگیم رو برای استاد گفتم
من سه تار را ابتدا نزد بهرام ساعد آغاز کردم
بعد از ۳ سال پهلوی شهرام اعتمادی کار کردم 
و بعد نزد بهداد بابائی
و حالا هم در خدمت شما هستم 
خوب یه ساز بردار شروع کن یه خورده ساز بزن ببینم دستت چطوره
من هم که دقیقا از اینجای قصه دلهره داشتم یه ساز برداشتم و کوک شور کردم وشروع به نواختن درآمدشور کردم
خوبه
گفت :
تو مطمئنی که پیش بهداد بابایی کار کردی ؟
من که دلهره داشتم فکر کردم منظورش این است که این چه طور ساز زدنه این بهداد بابایی به تو چی یاد داده
ولی برام جالب بود
به من گفت تو شیرینی پنجه ها و سازت خیلی شبیه محمدرضا لطفیه 
اصلا باورم نمیشد که از زبون او یه همچین چیزی را بشنوم گفتم شما لطف دارید خلاصه این حرف استاد من رو خیلی امیدوار کرد
یادش بخیر الان یک سال از اون روز می گذرد و من اورا عاشقانه دوست دارم



مسعود شعاری در اجرای جشنواره موسیقی فجر سال ۱۳۸۴

کاش می شد .. کاش می شد می توانستم به او بگویم که عاشقش هستم و دوستش دارم وقتی کنار او می نشینم انگار که تمام غمها و دردهایم را فراموش می کنم و فقط او را می بینم و صدای سازش در وجودم  طنین می اندازد
یادش بخیر که در گوشه های آواز اصفهان قدم می زدیم و تو چه صبوارانه این گوشه های را به من یاد می دادی
کاش می توانستم این دستان هنر مند تو را ببوسم  چگونه به تو  بگویم که اگر هفته ای یک باربه دیدارت نیایم  انگار دنیایی را گم کرده ام
استاد عزیزم چگونه به تو بگویم که هر وقت که به خدمتت می رسم تعداد موهای سفیدت را می شمرم

امیدوارم همیشه باشی  و من هم در کنارت فقط و فقط شاگردی  بکنم

من چه درپای تو ریزم که پسند تو بود ........دل و جان را نتوان گفت که مقداری هست

و الان تنها آرزویم این است که در کنارش ساز بزنم و اجرایی داشته باشم نمی دانم اصلا به این آرزو خواهم رسید یا نه 
به امید آن روز .........


 

2 نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 19:43  توسط بابک 

من مست مستم باباحیدر مدد ..............من حق پرستم باباحیدرمدد
سلام به همه عزیزان دلم!
من درچکاداز موسیقی به خصوص موسیقی عرفانی زیاد برای شما نوشتم امروز می خواهم در مورد عزیز صحبت کنم که توانسته تلفیقی را در موسیقی پاپ و عرفانی بوجود بیاورد ببیند ما موسیقی پاپ زیاد می شنویم و شاید گاهی اوقات از مبتذل ترین های آن هم لذت می بریم ولی باید موسیقی پاپ را هدفمند کنیم یکی از این عزیزان که در این را نسبتا موفق بوده جناب فرمان فتحعلیان هست که توانسته موسیقی پاپ را به سمت موسیقی عرفانی سوق بدهد البته عزیزان دیگری هم این راه را دنبال می کنند مثل علیرضا عصار ایشان هم صدای بدی برای موسیقی عرفانی ندارند ولی مشکل جناب عصار در این هست که هنوز نه تکلیف مارا در موسیقی روشن کرده اند نه خودشان یعنی ما هنوز بعداز چندین آلبومی که از ایشان گوش می دهیم نمی دانیم که این آلبوم ارزش گوش دادن دارد یانه البته من اصلا جناب عصار را زیر سوال نمی برم چون یکی از علاقمندان صدای ایشان مخصوصا در زمینه موسیقی عرفانی هستم بگذریم !!!

جناب فرمان فتحعلیان در سال ۱۳۴۹ در تهران متولد شد گیتار را بدون وجود استاد نواخته است اصلا سیستم و ملودی که فرمان فتحعلیان در کارهایش به گوش ما می رسانند تقریبا در سبک هندی است چون ایشان سالهای زیادی را در این سرزمین زندگی کرده اند و ساز تبلا یکی از سازهای  کوبه ای معروف هندوستان را در آنجا نزد یکی از بزرگترین نوازندگان این ساز در هند یعنی عثمان خان آموخت در بعد از انقلاب در ایران اولین رسیتال گیتار را در سال ۶۸ به صحنه برد

کلا شیوه آهنگسازی ایشان را می توانیم بگوییم تلفیقی از موسیقی عرفانی ایران و هند است وی در سال ۷۷ موفق به دریافت لوح درخشش ویژه هیئت داوران در اولین جشنواره موسیقی پاپ ایران شد

فرمان فتحعلیان تا کنون سه کار در بازار موسیقی ایران عرضه کرده که به نظرم من بهترین و پر حجم ترین کار ایشان کار آخری به نام مست و خراب است چون در کارهای اولش مثل مقیم و راه عشق آن قدرت و صلابت را کمتر می توانیم ببینم

ناگفته نماند که ایشان شعر هم خوب می سرایند و سراینده شعر آهنگ معروفشان به نام ناجی هستند

اما مطلب آخر عزیزان تولد مولا علی نزدیک است دفها را بردارید و سماع را شروع کنید که مولود کعبه در راه است ۱۳ رجب روز تولد شیرمردان عرب را به شما عزیزان تبریک می گویم


مطربا چنگ بزن و دف بزن و تار بزن
از جهان تار از آن یار وفادار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن
یعنی آن روز که حق بود دگر هیچ نبود
از پس پرده معبود علی بود به سجود
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم باباحیدر مدد


یاعلی مدد

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 16:55  توسط بابک