|
|
آشنایی من با او بر می گرددبه یک سال پیش زمانی که من سرخورده از موسیقی و ساز و آواز فقط دور خودم می چرخیدم و خودم رو به در دیوار می کوبیدم از ۴ سال پیش اسم این مرد را در گوشم زمزمه می کردند و میگفتند:
"بابک اگر می خواهی پیشرفتی درموسیقی داشته باشی برو پیش مسعود شعاری"
۱سال پیش که سرخوردگی عجیبی در موسیقی برایم اتفاق افتاده بود و دیگر از نوازندگی زده شده بودم آدرس آموزشگاه را توسط یکی از دوستان به دست آوردم و به آموزشگاه همساز رفتم
جلسه اول بود دلهره عجیبی در وجودم بود و انگار قلبم از بدن جدا می شد در سالن انتظار نشسته بودم و بالاخره نوبت من شد که داخل اتاق استاد شوم
داخل شدم استاد روی صندلی نشسته بود و درحال روشن کردن پیپش بود
بفرمایید بنشینید
نشستم
خوب اسم شما؟
بابک هستم بابک طحان
خوب بابک خان چقدر سه تار کار کردی وپیش چه کسانی؟
من هم تاریخچه نوازندگیم رو برای استاد گفتم
من سه تار را ابتدا نزد بهرام ساعد آغاز کردم
بعد از ۳ سال پهلوی شهرام اعتمادی کار کردم
و بعد نزد بهداد بابائی
و حالا هم در خدمت شما هستم
خوب یه ساز بردار شروع کن یه خورده ساز بزن ببینم دستت چطوره
من هم که دقیقا از اینجای قصه دلهره داشتم یه ساز برداشتم و کوک شور کردم وشروع به نواختن درآمدشور کردم
خوبه
گفت :
تو مطمئنی که پیش بهداد بابایی کار کردی ؟
من که دلهره داشتم فکر کردم منظورش این است که این چه طور ساز زدنه این بهداد بابایی به تو چی یاد داده
ولی برام جالب بود
به من گفت تو شیرینی پنجه ها و سازت خیلی شبیه محمدرضا لطفیه
اصلا باورم نمیشد که از زبون او یه همچین چیزی را بشنوم گفتم شما لطف دارید خلاصه این حرف استاد من رو خیلی امیدوار کرد
یادش بخیر الان یک سال از اون روز می گذرد و من اورا عاشقانه دوست دارم
مسعود شعاری در اجرای جشنواره موسیقی فجر سال ۱۳۸۴
کاش می شد .. کاش می شد می توانستم به او بگویم که عاشقش هستم و دوستش دارم وقتی کنار او می نشینم انگار که تمام غمها و دردهایم را فراموش می کنم و فقط او را می بینم و صدای سازش در وجودم طنین می اندازد
یادش بخیر که در گوشه های آواز اصفهان قدم می زدیم و تو چه صبوارانه این گوشه های را به من یاد می دادی
کاش می توانستم این دستان هنر مند تو را ببوسم چگونه به تو بگویم که اگر هفته ای یک باربه دیدارت نیایم انگار دنیایی را گم کرده ام
استاد عزیزم چگونه به تو بگویم که هر وقت که به خدمتت می رسم تعداد موهای سفیدت را می شمرم
امیدوارم همیشه باشی و من هم در کنارت فقط و فقط شاگردی بکنم
من چه درپای تو ریزم که پسند تو بود ........دل و جان را نتوان گفت که مقداری هست
و الان تنها آرزویم این است که در کنارش ساز بزنم و اجرایی داشته باشم نمی دانم اصلا به این آرزو خواهم رسید یا نه
به امید آن روز .........
جناب فرمان فتحعلیان در سال ۱۳۴۹ در تهران متولد شد گیتار را بدون وجود استاد نواخته است اصلا سیستم و ملودی که فرمان فتحعلیان در کارهایش به گوش ما می رسانند تقریبا در سبک هندی است چون ایشان سالهای زیادی را در این سرزمین زندگی کرده اند و ساز تبلا یکی از سازهای کوبه ای معروف هندوستان را در آنجا نزد یکی از بزرگترین نوازندگان این ساز در هند یعنی عثمان خان آموخت در بعد از انقلاب در ایران اولین رسیتال گیتار را در سال ۶۸ به صحنه برد
کلا شیوه آهنگسازی ایشان را می توانیم بگوییم تلفیقی از موسیقی عرفانی ایران و هند است وی در سال ۷۷ موفق به دریافت لوح درخشش ویژه هیئت داوران در اولین جشنواره موسیقی پاپ ایران شد
فرمان فتحعلیان تا کنون سه کار در بازار موسیقی ایران عرضه کرده که به نظرم من بهترین و پر حجم ترین کار ایشان کار آخری به نام مست و خراب است چون در کارهای اولش مثل مقیم و راه عشق آن قدرت و صلابت را کمتر می توانیم ببینم
ناگفته نماند که ایشان شعر هم خوب می سرایند و سراینده شعر آهنگ معروفشان به نام ناجی هستند
اما مطلب آخر عزیزان تولد مولا علی نزدیک است دفها را بردارید و سماع را شروع کنید که مولود کعبه در راه است ۱۳ رجب روز تولد شیرمردان عرب را به شما عزیزان تبریک می گویم
مطربا چنگ بزن و دف بزن و تار بزن
از جهان تار از آن یار وفادار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن
یعنی آن روز که حق بود دگر هیچ نبود
از پس پرده معبود علی بود به سجود
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم باباحیدر مدد
یاعلی مدد