تبليغاتX
چکاد
برسردار اناالحق زنم و منصورم
جشن خانه موسیقی در فقدان اساتید


استاد فرامرز پایور جناب شجریان

امروز چشن خانه موسیقی برگزار شد در خبرگزاری مهر و خبرگزاری های دیگر مشغول دیدن عکس های جشن بودم همه بودند بهتر بگویم همه هستند جناب شجریان ، استاد پرویز مشکاتیان ، حسین علیزاده ، داوود گنجه ای و همه اساتید برجسته موسیقی ولی دلم گرفت همه را دیدم
می دانید چرا دلگیر شدم دلم برای استادی تنگ شده که مدتهاست جایش در بین این جمع خالی
صحبت از بی مهری ست صحبت از بی وفاییست صحبت از بی معرفتی ماست
همه می دانید از چه کسی سخن می گویم روزی این مرد بزرگ موسیقی ما بود شاگرد اول استاد صبا بود نوای سنتورش کبوتر را در آسمان بی حرکت می کرد می دانید خوب می دانید از چه کسی سخن می گویم کسی هم اکنون در بستر در حال مبارزه با بیماریش آرمیده است

 
یادش بخیر گروه اساتید همه بودند گویی جشن خانه موسیقی آنجا بود استاد پایور استاد پرویز اسماعیلی مرحوم استاد بهاری عزیز دل ما خداوندگار تار استاد شهناز که ان شاءالله خداوند شفای عاجل به این استاد بزرگوار عطا فرماید . کارهای ماندگاری که از پنجه این عزیزان نوشیدیم پیش در آمد زیبای ابوعطا پیش درآمد اصفهان چهار مضراب اصفهان (سنتور استادپایورو تنبک استاد اسماعیلی در آلبوم دل شیدا با صدای شهرام ناظری )

ولی در این جشن کدامشان را می بینید همه فهمیدید از چه کسی سخن می گویم از استاد پایور
راستی شما خبری از استاد ندارید؟

 این عالی جنابان موسیقی که فکر نمی کنم خبری داشته باشند چون اینقدر غرق مادیات و گذاشتن اجراهای مختلف درداخل و خارج هستند که دیگر وقتی برایشان باقی نمانده که فکر هم کیش مرشد خود باشند.
خوب نمی توانیم شکایتی هم بکنیم اگر شکایتی داریم باید از بازی روزگار کرد تا وقتی به یک نفر احتیاج داری به دنبالش هستی
به هر حال من برای سلامتی استاد پایور همواره دعا می کنم و از شما هم می خواهم این گوهر گرانبهای موسیقی ملی را دعا کنید
کاش همایش بعدی خانه موسیقی به مناسبت بزرگداشت استاد پایور باشد
به امید آن روز

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 13:37  توسط بابک  | 

علی تنها ترین مرد خدا بود
سلام به همه عزیزان
راستش را بخواهید می خواستم تا بعد از شهادت مولا چکاد را ننویسم ولی حیفم آمد که چکاد را با اسم آقا و مولایمان امیر المومنین عطرآگین نکنم برای همین فرازهایی از دست نوشته های دکتر علی شریعتی را درمورد مولا علی برای شمابازگو می کنم .


اما ، اما علی جز چاه های پیرامون مدینه ، چاه های نخلستان صاحب سری نداشت ، اگر می داشت چرا سر در حلقوم چاه برد؟ چرا از شهر و خانه وخانواده اش به نخلستان ها پناه برد؟ چرا دردهای بی رحم و سنگینش را ناچارباید در چاه ریزد اینها جز به خاطر آن است که علی تنها است؟ درمیان شیعیانش نیز تنها است؟ علی از محمد تنها تر است ، علی از خدا هم تنها تر است خدا برای تنهاییش آدم را آفرید .محمد سلمان را یافت اما ......اما علی تا پایان حیاتش تنها ماند از میان خیلی شیعیانش جز چاه های پیرامون مدینه کسی نداشت
اما در زندگی دشوار و دردناک این تنهای بزرگ شبی حادثه ای رخ داد شبی از آن شب های سنگین و خفقان آوری که ماه در نخلستان های حومه شهر چشم به راه علی بود و همه جا، در زیر سایه های نخل ها و بیراهه ها و کناره دیوارو باغ ها و لبه ی جاده ها در پی این همدرد آشنای خویش می گشت و علی را که همچون خود اور همواره تنهاست نمی یافت

ماییم و بیم در میخانه علیا
مردانه و با حالت مستانه علیا

از روز ازل دردی کش پیرمغانیم 
جز پیر مغان خوب و بد دهر ندانیم 

از روز ازل حب علی در دل ما شد
دل واله و شیدای علی شیر خدا شد

مبحوط جمالش شد و مشتاق نگاه شد
از عشق علی تن به سر دار فنا شد

یاعالی به حق علی
 

2 نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 20:16  توسط بابک  |