|
|
دیروز پنجشنبه بود و طبق عادت هر هفته با بچه های گروه میدان رسالت قرارداشتیم که برای تمرین گروه به خانه یکی از دوستان برویم . طبق معمول هم من از همه دیر تر راه افتادم و محل قرار همیشگی رسیدم جالب بود که برای اولین بار اولین نفری بودم که به محل قرار رسیده بودم با سیگاری بر لب منتظر بچه ها ایستاده بودم کنار خیابان صدای گارمان یک نوازنده دوره گرد توجهم را جلب کرد واقعا زیبا می نواخت شاید این نوازندگان دوره گرد را شما زیاد دیده باشید که در کوچه و خیابان می چرخند و معمولا تصنیف هایی مثل الهه ناز و سلطان قلبها که به گوش همه ما آشناست را می نوازند.
ولی این نوازنده روی ردیف موسیقی اجرا می کرد . من که مجذو نوازندگی این پسر جوان شدم اصلا یادم رفت که اینجا قرار داشتم و دنبال این پسر راه افتادم و گوش می دادم شروع کرد به زدن تصنیف دل شیدا در مایه اصفهان اثر استاد پایور باور کنید کسانی که اهل موسیقی هستند اگر آنجا بودند مانند من اشک در چشمانشان جمع می شد خلاصه گوش می دادم و به دنبال پسر می رفتم تا نزدیکی های هفت حوض نارمک پشت سر این پسر بودم یک پسر فکر می کنم ۲۰ ساله که با یک بچه ۱۳ ساله دوره گردی میکردند و ساز می زدند .
نزدیکی های میدان هفت حوض رفتم جلو و بعد از سلام و احوالپرسی از ایشان پرس و جو کردم اسمش علی بود و حدود ۴ سال بود که دوره گردی می کرد ولی بیشتر در تجریش و برای مدتی بود که به خاطر راه طولانی میدان تجریش به هفت حوض نارمک می آمد .
پرسیدم : علی تو به موسیقی ایرانی علاقه داری؟
گفت : بله پدرم در زمان شاه در چند کافه نوازنده ویولون بود و من هم از پدرم نوازندگی ویولن را یاد گرفتم و نواختن آکاردئون را خودم تمرین کردم
گفتم علی جان این تصنیفی که می زدی رو می شناسی
جواب داد : بله این تصنیف از استاد پایور در آلبوم دل شیداست
خیلی مجذوب این پسر شدم مشخص بود در مورد موسیقی ایرانی اطلاعاتی دارد
تصنیفی که خودم هیچ وقت با ساز نواختم و فقط گوش داده بودم
گفتم بچه کجایی
گفت بچه شهر ری روز ها با مترو میایم اینجا و ساز می زنیم
پرسیدم کارت رو دوست داری؟
جواب داد بله من عاشق ساز زدن هستم حتی اگر دوره گردی باشه
چقدر درآمد داری علی جان؟
جواب داد : در آمد نوزاندگی دوره گرد بالا و پائین زیاد داره شب عید بیشتر و روزهای عادی کمتر
من باید خرج ۲ برادر دیگرم رو که درس می خونن هم بدم
تازه حسابی گرم صحبت بودیم که این موبایل لعنتی که بیشتر اوقات جز مزاحمت برای انسانها هیچ ویژگی نداره زنگ خورد و بچه با گله و شکایت که تو کجایی همیشه دیر سر قرار می رسی شروع به بدبیراه گفتم کردن
کاش می شد بیشتر به این عزیزان دوره گرد توجه کنیم اینها موسیقی را سینه به سینه یاد گرفته اند استادی نداشتند و شاگردی هم ندارند
خوشا به حالشان